(1119 ـ 1124)، نوشته شده، نويسندهٴ آن از زايران (آيمريك؟) سانتياگو دو كومپوستلا بوده، و آنرا براي استفادهٴ زايران ديگر نوشته است. اين مجموعه فايدههاي خاصي دارد، چون (در كتاب چهارم) حاوي قديميترين اشارهٴ ضمني به مردم باسك است، يعني مردم غريبي كه در كوههاي پيرنهٴ غربي زندگي ميكنند و به زبان ويژهٴخويش سخن ميگويند.
كلمات متعددي را از آن زبان (اوسكارا) نقل كرده كه بهآساني ميتوان تشخيص داد. راهنامهٴ اين زاير در طي منطقهٴ باسك شامل اوستابات،1 سن ژان پيادوپور،2 رانساوو،3 پامپلونا4 و غيره است.
مطالبي كه در اين مجموعه آمده ــ از جمله تاريخ نورمن جعلي ــ آشكارا داراي اصل فرانسوي است. اين يكي از ثمرات درخشان روابط فعال ميان فرانسه و گاليسياست، جرياني كه تقريباً يكسره مرهون جاذبهٴ وسيع معبد كومپوستلا بود (
¿ ج 1، ص 765).
دربارهٴ روبر توريني ¿ فصل دوازدهم مربوط به تاريخنويسي در كتاب دوم.
دربارهٴ هوگ سن ويكتوري ¿ فصل چهارم مربوط به زمينهٴ فلسفي.
دربارهٴ سوژر سن دني ¿ فصل دوم مربوط به زمينهٴ ديني.
ز. ايتاليا
لئوي اوستيايي و پطروس شمّاس5
لئونه مارسيكانو6 در حدود 1046 زاده شد، بهسلك راهبان مونته كاسينو درآمد. بعدها، اسقف كاردينال اوستيا شد و در 1115، درگذشت.
تاريخ مونته كاسينو را از ابتداي آن در 529 (ج 1، ص414) تا 1075، 1094 نوشت، بدينترتيب، لئو بيشتر به سدهٴ قبلي، تعلق دارد. از آنرو، او را در اينجا آوردم كه توجه به كتابش بدون درنظر گرفتن تعليقات و توضيحات پطروس شمّاس ممكن نيست.
پطروس شمّاس7 در حدود 1107 زاده شد، راهب مونته كاسينو. در حدود 1140، درگذشت. دنبالهٴ تاريخ لئو را تا سال 1139، نوشت و آنرا اصلاح كرد. فهرستي از همكيشان معروفش در مونتهكاسينو فراهم ساخت. پطروس به جعل سند ميپرداخت، و كار بيارجش نشانهاي بود از انحطاط آن صومعهٴ بزرگ بنديكتي.